اهل دانشگاهم.رشته ام علافي است.جيب هايم خالي
است.دوستاني دارم همه از دم ناباب.وخدايي كه مرا كرده جواب!
اهل دانشگاهم.قبله ام استاد است.جانمازم نمره!خوب
ميفهمم{سهم آينده من بيكاريست}من نميدانم چرا ميگويند:مرد
تاجر خوب است،و
مهندس بيكار و چرا در وسط سفره ما مدرك نيست!!!(چرا؟!)
((چشمها را بايد شست
جور ديگر بايد ديد))بايد از آدم دانا ترسيد!بايد از قيمت دانش
ناليييييييييد!و به آنها فهماند
كه من اينجا *فهم*را فهميدم
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۱۲/۲۱ ساعت 12:4 توسط بهنام نوری
|
ادبی, هنری