شعری از دکتر شریعتی

                         کافرنامه

 

خدایا کفر نمی گویم پریشانم ,چه می خواهی تو از جانم؟!

مرا بی آنکه خود خواهم, اسیر زندگی کردی.

خداوندا اگر روزی بشر گردی, زعرش خود به زیر آیی, لباس فقر پوشی,

غرورت رابرای تکه ای نان به زیر پای نامردان بیاندازی وشب آهسته

وخسته تهی دست وزبان بسته به سوی خانه باز آیی,

زمین وآسمان را کفر می گویی, نمی گویی؟!

خداوندا!اگر در روز گرما خیز تابستان,

تنت بر سایهء دیوار بگشائی,

لبت برکاسهء مسی قیراندود بگذاری وقدری آن طرف تر,

عمارت های مرمرین بینی و اعصابت برای سکه ای

این سو وآن سو در روان باشد,

زمین وآسمان را کفر می گویی نمی گویی؟!

خداوندا!اگر روزی بشرگردی,

ز حال بندگانت با خبر گردی,

پشیمان می شوی از قصهء خلقت ,از این بودن از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا!تو می دانی, که انسان بودن وماندن در این دنیا چه دشوار است,

چه رنجی می کشد آن کس,

که انسان است واز احساس سرشار است.

زندگی(شعری از دکتر شریعتی)

         زندگی

زندگی خوردن وخوابیدن نیست,

 

انتظار وهوس و دیدن ونا دیدن

نیست.

 

زندگی چون گل سرخی است,

 

پرازخار و پر از برگ وپراز عطر

لطیف.

یادمان باشد اگر گل چیدیم,

 

عطر و برگ و گل وخار,همسایهء

 

دیوار به دیوار هم اند.

سخنی از دکتر شریعتی

عده ای مثل قرص جوشانند,در آب که بیاندازدیشان

طوری غلیان می کنند که سر می روند, اما کافی

است کمی صبر کنی, بعد می بینی که از نصف لیوان

هم کم ترند.

سخنی از شریعتی

به سه چیز تکیه مکن:غرور,دروغ و عشق...

آدم  باغرور می تازد...بادروغ می بازد و باعشق می میرد.

شعری از صائب تبریزی

مایهء اصل نصب امروزه در دوران زر است

متصل خون میخورد یعنی که صاحب جوهراست

ناکسی گر بر کسی بالا نشیند عیب نیست

روی دریا خس نشیند زیر دریا گوهر است

شصت وشاهد هر دو دعوی بزرگی می کنند

پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است

دود اگر بالا نشیند کسر شآن شعله نیست

جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است

آهن وفولاد از یک کوره میایند برون

آن یکی شمشیر گردد آن دگر نعل خراست

کره اسب از نجابت در تعاقب میرود

کره خر از خریت پیش روی مادر است

شعری از خیام

درگوش دلم گفت فلک پنهانی

حکمی که قضابود زمن می دانی

درگردش خویش اگر مرادستی بود

خود را برهاندمی ز سرگردانی

سخنی از دکتر شریعتی

درد من حصار برکه نیست درد زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور کرده.